![]() |
![]() |
|
|
سلام بچه ها با عرض معذرت یه مدت سرم شلوغ بود اپ نکردم قول میدم همین روزا اپم
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه سیزدهم آبان 1388ساعت 22:23 توسط ماه مهر |
|
|
خانه های جدول زندگی ام را دستان مهربانت یک به یک پر کرد! رمز جدول چنین بود"دوستم بدار"
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و چهارم شهریور 1388ساعت 21:13 توسط ماه مهر |
|
|
آزمون هوش مسئله 1 - فرض کنید راننده یک اتوبوس برقی هستید. در ایستگاه اول 6 نفر وارد اتوبوس می شوند، در ایستگاه دوم 3 نفر بیرون می روند و پنج نفر وارد می شوند. راننده چند سال دارد؟ مسئله 2 - پنج کلاغ روی درختی نشسته اند، 3 تا از آنها در شرف پرواز هستند. حال چه تعداد کلاغ روی درخت باقی می ماند؟ مسئله 3 - چه تعداد از هر نوع حیوان به داخل کشتی موسی برده شد؟ مسئله 4 - شیب یک طرف پشت بام شیروانی شکلی، شصت درجه است و طرف دیگر 30 درجه است. خروسی روی این پشت بام تخم گذاشته است. تخم به کدام سمت پرت می شود؟ مسئله 5 - این سوال حقوقی است. هواپیمایی از ایران به سمت ترکیه در حرکت است و در مرز این دو سقوط می کند، بازمانده ها را کجا دفن می کنند؟ مسئله 6 - من دو سکه به شما می دهم که مجموعش 30 تومان می شود. اما یکی از آنها نباید 25 تومانی باشد. چطور؟ مسئله 2 - همه کلاغ ها، چون آنها فقط "در شرف پرواز" هستند و هنوز از روی درخت بلند نشده اند. (اگر جواب شما 2=3-5 بوده بدانید دوباره محاسبات جلوی تفکرتان را گرفته است.) مسئله 3 - هیچ. آن نوح بود که حیوانات را به کشتی برد و نه موسی ("چه تعداد" جلوی فکر کردن شما را گرفته است.) مسئله 4 - هیچ کدام. خروس ها که تخم نمی گذارند.اگر شما سعی کردید جواب توسط محاسبات و مقایسه اعداد بدست آورید، شما دوباره به وسیله اعداد منحرف شدید.
مسئله 6 - یک 25 تومانی و یک 5 تومانی. به یاد بیاورید ( فقط یکی از آنها ) نباید 25 تومانی باشد و همین طور هم هست. یک سکه 5 تومانی داریم. شما با عبارت "یکی از آنها نباید …" فریب خوردید.
|
|
+ نوشته شده در
شنبه چهاردهم شهریور 1388ساعت 17:26 توسط ماه مهر |
|
|
آماده اید؟
فرض کنید در یک مسابقه دوی سرعت شرکت کرده اید. شما از نفر دوم سبقت می گیرید حالا نفر چندم هستید؟ . . . . .. . .. پاسخ: اگر پاسخ دادید که نفر اول هستید، کاملاً در اشتباه هستید! اگر شما از نفر دوم سبقت بگیرید، جای او را می گیرید و نفر دوم خواهید بود. سعی کن تو سوأل دوم بهتر جواب بدهید برای پاسخ به سوأل دوم، باید زمان کمتری را نسبت به سوأل اول فکر کنی. سوأل دوم: اگر شما توی همون مسابقه از نفر آخر سبقت بگیرید، نفر چندم خواهید شد؟ . . . . .. . . . جواب: اگر جواب شما این باشه که شما یکی مانده به آخر هستید، باز هم در اشتباهید. بگید ببینم شما چه طور می تونید از نفر آخر سبقت بگیرید؟؟ (اگر شما از نفر آخر عقب تر باشید، خوب شما نفر آخر هستید و از خودتون می خواهید سبقت بگیرید؟؟؟؟) شما در این مورد خیلی خوب کار نمی کنید، نه؟ سوأل سوم: ریاضیات فریبنده!!! این سوأل رو فقط ذهنی حل کنید. از قلم و کاغذ و ماشین حساب استفاده نکنید. عدد 1000 رو فرض کنید. 40 رو به اون اضافه کنید. حاصل رو با یک 1000 دیگه جمع کنید. عدد 30 رو به جواب اضافه کنید. با یک هزار دیگه جمع کنید. حالا 20 تا دیگه به حاصل جمع، اضافه کنید. 1000 تای دیگه جمع کنید و ن هایتاً 10 تا دیگه به حاصل اضافه کنید. حاصل جمع بالا چنده؟ . . . . . . . . . جواب : به عدد 5000 رسیدید؟ جواب درست 4100 است. باور ندارید؟ با ماشین حساب حساب کنید. مشخصتاً امروز روز شما نیست. شاید بتونید سوأل آخر رو جواب بدید. تمام سعی خودتون رو بکنید. آبروتون در خطره!!! پدر ماری، پنج تا دخـتر داره: 1-Nana 2- Nene 3- Nini 4- Nono. اسم پنجمی چیه؟ . . . . . . . . . . جواب: Nunu؟ نه! البته که نه. اسم دخـتر پنجم ماری هستش. یک بار دیگه سوأل رو بخونید. منبع: مجله پرواز
آی کیو تون چطوره بچه ها نظر یادتون نره
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و پنجم مرداد 1388ساعت 17:38 توسط ماه مهر |
|
|
تكیه به شونه هام نكن |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه نوزدهم مرداد 1388ساعت 13:51 توسط ماه مهر |
|
![]() |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه دوازدهم مرداد 1388ساعت 14:19 توسط ماه مهر |
|
|
سلام به وبلاگ نویسان گل و دوستانم از اینکه این مدتی که نبودم منو فراموش نکردین و برام نظر گذاشتین ممنون |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه هفتم مرداد 1388ساعت 13:16 توسط ماه مهر |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و یکم اردیبهشت 1388ساعت 14:13 توسط ماه مهر |
|
|
پـــس از رفـــتنت آرزوهــایـــم را دفـــن خواهـــم کــرد .
دفتـر خــــاطــراتـم را بــــه آب خـواهـــم انـداخــت
و قـــاب عـــکس اتــــاقــم را بــــه پـستـــوی زمــــان خـــــواهــــم سپـــــرد نبــودنـــت را بــــاور خـواهــم کـــرد
و اجــــــازه ی ورود هـــــیــــچ نــــــــگــــاهـــــی را به رویـــــا هایــــم نـــخواهـــــم داد .
امــا کـــاش قبـــــل از رفــــتنـت بـه گـنـجشـک های شــــهر بســــــپــاری
بــــرق انتـــــظـار را در چـــشمــانــــشان نـــگـــاه دارنــــد
کـه شــایـــــــد رفــتنـــت بـــــرگــشتـــی دوبــــــاره بـاشــــــد... |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه پانزدهم اردیبهشت 1388ساعت 22:58 توسط ماه مهر |
|
|
و من خوب میدانم که روزی بازمیگردی ، در کشاکش با روزگاری که همه چیز را برایت غریبه میکند ، مرا خواهی شناخت ، از نگاهم ، از نگاهی که تنها با تو مهربان است .... !!
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه دهم اردیبهشت 1388ساعت 0:14 توسط ماه مهر |
|
|
انگار پای ثانیه ها لنگ می شود وقتی دلی برای دلی تنگ می شود
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه نهم اردیبهشت 1388ساعت 15:24 توسط ماه مهر |
|
|
سال ها پيش از اين زير يک سنگ ؛ در گوشه اي از زمين من فقط يک کمي خاک بودم همين يک کمي خاک که دعايش ديدن آخرين پله آسمان بود آرزويش هميشه تا ته کهکشان بود خاک هر شب دعا کرد از ته دل خدا را صدا کرد يک شب آخر دعايش اثر کرد يک فرشته تمام زمين را خبر کرد و خدا تکه اي خاک برداشت آسمان را در آن کاشت خاک را توي دستان خود ورز داد روح خود را به او قرض داد خاک توي دست خدا نور شد پر گرفت از زمين دور شد . راستي ... من همان خاک خوشبخت من همان ، نور هستم پس چرا گاهي اوقات اين همه از خدا دور هستم ؟! چقدر صبور شده ام |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه سی و یکم فروردین 1388ساعت 21:34 توسط ماه مهر |
|
|
سرنوشت تعيين ميكنه كه چه شخصي تو زندگيت وارد بشه، اما قلب حكم مي كنه كه چه شخصي در قلبت بمونه |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه سی و یکم فروردین 1388ساعت 21:31 توسط ماه مهر |
|
|
راستی یه سوال: اگه قرار باشه بین ۲ نفر یکی رو انتخاب کنی، اونی رو انتخاب می کنی که دوستت داره یا اونی رو که دوستش داری؟ جواباتونو برام تو قسمت کامنت بنویسید!! |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و سوم فروردین 1388ساعت 0:3 توسط ماه مهر |
|
|
اگر مي داني در اين جهان كسي هست كه با ديدنش رنگ رخسارت تغيير مي كند وصداي قلبت آبرويت را به تاراج ميبرد مهم نيست .. .. ... .. .... ؟! مهم اين است كه فقط باشد زندگي كند ، لذّت ببرد و نفس بكشد |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه نوزدهم فروردین 1388ساعت 23:38 توسط ماه مهر |
|
|
حق تقدم با چه کسی است
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه نوزدهم فروردین 1388ساعت 23:31 توسط ماه مهر |
|
|
((((و این را بدان خداوند هيچ گاه چيزي را که شايسه آن نباشي به تو نمي دهد. اين بدان معناست که با اعتماد به نفس کامل از آنچه خداوند بر سر راهت قرار مي دهد استفاده کني. هيچ چيز براي خدا غير ممکن نيست به ياد داشته باش: به خدايت نگو که چقدر مشکلاتت بزرگ است. به مشکلاتت بگو که چه قدر خدايت بزرگ است.))))) |
|
+ نوشته شده در
شنبه پانزدهم فروردین 1388ساعت 0:28 توسط ماه مهر |
|
|
سلام گلهای من خوبین همتون من یه وبلاگ جدید طراحی کردم هر کی دوست داشت بره ببینه و نظرشو بده وبلاگ قشنگیه ها ببینید حالشو ببرین ،آدرسش رو هم این زیر واستون می نویسم
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه سیزدهم فروردین 1388ساعت 0:4 توسط ماه مهر |
|
|
ببینید دلتون جزو کدوم یک از این دل هاست بهم بگین
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه دهم فروردین 1388ساعت 0:47 توسط ماه مهر |
|
|
بچه ها هنوز تموم نشده اگه دلتون جزو بالایی ها نیست
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه دهم فروردین 1388ساعت 0:46 توسط ماه مهر |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه دهم فروردین 1388ساعت 0:43 توسط ماه مهر |
|
|
نگران نباش هنوز چند تایی مونده حتما بهم بگین
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه دهم فروردین 1388ساعت 0:9 توسط ماه مهر |
|
|
فرشتگان از خدا پرسيدن: خدايا تو که بشر رو انقدر دوست داري چرا غم را آفريدي ؟ خدا گفت : غم را به خاطر خودم آفريدم چون اين مخلوقه من تا غمگين نباشه به ياد خالقش نمي افته
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه ششم فروردین 1388ساعت 22:47 توسط ماه مهر |
|
|
یک کاغذ سفید را ، هر چقدر هم که سفید و تمیز باشد کسی قاب نمی گیرد ، برای ماندگاری باید ؛ حرفی برای گفتن داشت |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه ششم فروردین 1388ساعت 22:40 توسط ماه مهر |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
سلام زندگی زیباست مگه نه ؟ با همه ی غم ها و دلتنگی هاش باز هم زیباست
|
| پیوندهای روزانه |
|
هر صدای پا صدای رفتن نیست شاید کسی می آید هرصدای پا صدای رفتن نیست آرشیو پیوندهای روزانه |
| نوشته های پیشین |
|
آبان 1388 شهریور 1388 مرداد 1388 اردیبهشت 1388 فروردین 1388 اسفند 1387 آذر 1387 خرداد 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 |
|
RSS
|